اعتماد بنفس یا عزت نفس چیه

اعتماد بنفس یا عزت نفس چیه

به نام او که مرا خلق کرد

درود خدا بر همه

تا حالا شده به این فکر کنید که قدیما حتی بچگی هاتون
چه رویا ها و آرزوهایی داشتید ؟
یا چه خواسته هایی داشتید؟
یا به چه کارهایی علاقه داشتین و دوست داشتین اون کاره بشید؟

با یک مثال سوال اعتماد بنفس یا عزت نفس چیه رو براتون شرح میدم

من حدودا یکی دو ماه پیش بود که بعد از چندی سال
به این حرف هایی که گفتم فکر کردم و الان در خدمت شما هستم و مشغول نوشتنم

بله درسته
من علاقه زیادی به نوشتن داشتم
حدود ۱۸ سالگی دو مجموعه حدود ۱۰۰ صفحه ای نوشته بودم و فقط به چند نفر معدودی داده بودم بخونن
بماند که بهتر شد که تعدادی بیشتری نخودند. نه اینکه بد نوشته بودم نه.اتفاقا دارای جملات شیک و کلمات
ادبی بود . چون کتاب زیاد میخوندم از لحاظ ادبیاتی کمی رعایت میکردم
بیشتر بخاطر موضوعاتی بود که مینوشتم و اکثرشون مربوط میشد به خدا
آخه اون موقع ها زیاد میونه خوبی با خدا نداشتم
فحش میدادم . بی حیایی میکردم . مادر بیچارم جرات نمیکرد اسم خدا رو پیشم بیاره
وحشی بودم
بگذریم

هر از گاهی هم نیچه شعری میگفتم
کتاب سهراب سپهری بزرگ و امثالهم رو که باز میکردی
پر از نوشته های من بود
گویی که با این جنابان به بحث نشستم
زیر اشعارشون علامت میزدم و چراها و سوالاتم رو ازشون مینوشتم

داشتم فکر میکردم که
چرا به نوشتن یا شعر گفتن یا هنر ادامه ندادم ؟
هم استعدادشو داشتم هم ذوقشو

بعد از کلی فکر و بالا پایین کردنها

متوجه شدم که میترسیدم کسی مسخره کنه
و چون نمیدادم کسی بخونه تلنبار میشد رو هم و در اخر هم میگفتم که چی بشه اخه؟
اینهمه نوشتم
چی شد ؟
همه رو پاره کردم جز کفر نامه که پدرم با عصبانیت آتیشش زد و کلی بحثمون شد .خخخ

همه این سالها تنها کافی بود کمی اعتماد به نفس و عزت نفس میداشتم
فکرشو بکن
بیست و اندی ساااااااال !!!!

یعنی اگه این سالها رو هم به عنوان تمرین در نظر میگرفتم الان حتما یه نوشته خوب داشتم

هنوز هم اون اعتماد به نفس رو بدست نیاورده بودم ولی حداقل میدونستم ایاد کار کجاست

یه ضرب المثلی مثل جرقه توی فکر افتاد
تا شخص سخن نگفته باشد / عیب یا هنرش نهفته باشد

قبلنا از یه بعد دیگه بهش نگاه میکردم یعنی اینکه درکم اینگونه بود که باید کم حرف بزنم تا عیبم دیده نشه
و اینو حسن میدونستم و سعی میکردم به قولی : کم گویم و گزیده گویم

ولی الان از بعدی دیگه بهش نگاه میکنم
که بنویسم تا بخونن
اگه ایرادی داشتم حتما بهم میگن و رفع میکنم و این باعث رشده

همینو چسبیدم و استارت زدم

با اینستاگرام شروع کردم چون اکثرا آشنا بودن و به قولی شوخی و متلکشون رو بهتر متوجه میشدم
شاید باورتون نشه
دوستی اومد و متلکی انداخت
دو سه نفر هم اومدن با متلک اون خندیدن
ولی
یکی دیگه از دوستام اومد و تشویق کرد و کمی راهنمایی

همین یه نفر همین یه تشویق همین یه کوچولو راهنمایی بود که من الان دارم اینو مینویسم

میدونم …..
ممکنه پسند نکرده باشین
ولی خب …
من دارم سعی میکنم
و مهمتر اینکه فهمیدم با خواسته هام چطور برخورد کنم و چطور پیش برم

اعتماد بنفس یا عزت نفس چیه ؟ همین کاری هست که من کردم و بر ترسم غلبه کردم.

نکته اخلاقشم اینه که :
دمتون گرم که نشستین پای حرفهام
و ممنون که راهنمایی میکنید تا بهتر بنویسم

یا حق
پائیز ۹۸
سام بابائی

پیشنهاد من به شما کتاب : فرمول موفقیت و تنها راه رسیدن به خواسته ها

اشتراک گذاری این مطلب :

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

شمایی که توانایی خرید کتاب دارید : با پرداخت مبلغی دلخواه کمک کنید تا سایت برای دیگران رایگان باقی بماند . ممنون که همیاری میکنید   :-)

×

سبد خرید